محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
416
رشحات البحار ( فارسى )
به نور عبادت موجب التفات به حضور اشيا در نزد حق و اينكه انها در حضور خداوند هستند مىشود . اين مقام قلب است . گاهى هم از اين حالت فراتر مىرود و اطمينان مىيابد كه به حضور حق راه يافته است و اين مقام روح است . از اين بيان روشن مىشود كه وجه اختلاف خضر ( ع ) و موسى ( ع ) اين است كه خضر حضور را در مىكرد ؛ زيرا او مامور حضور بود و موسى ( ع ) محضر را درك مىكرد و مامور حفظ محاضر بود . اين بود كه ميان انها تنازع پديد آمد . زيد بن حارثه نيز به اين مقام تشرف پيدا كرد . بهطورىكه پيامبر ( ص ) از وى پرسيد : - چگونه شدهاى ( چطورى ) ؟ گفت : - مؤمن حقيقى پيامبر ( ص ) فرمود : - هر حقى ، حقيقتى دارد . حقيقت ايمان تو چيست ؟ گفت : - نفس خود را از دنيا روگردان ساختم و عيوب ان را شناختم . بهطورى كه اكنون طلا و سنگ و گل ان نزد من يكسان است . در ادامه نيز گفت : - گويى به وضوح به عرش پروردگار مىنگرم . تا اينكه پيامبر ( ص ) به او گفت : - شناختى . پس به ان ملتزم باش . اين مرتبه « ان تعبد اللّه كانك تراه » است . حاصل آنكه ، رسيدن به مرحله استحضار مراتب ايمان ، انسان را به مرتبهاى مىرساند كه انگار خداوند را مشاهده مىكند ؛ زيرا مراتب علم و حضورش در برابر پروردگارش را شهود مىكند و با شهود حضور خويش نزد خداوند ،